عيدالله الاكبر،عيدغديرخم بر امام زمان(عج)وجميع شيعيان آنحضرت تبريك و تهنيت بادا.
معروف بن خربوذ از أبى الطفيل عامر بن واثلة، و او از حذيفة بن اسيد غفارى
نقل كرده است كه: زمانى كه حضرت رسول اكرم ( ص ) از آخرين سفر حج بر
مى گشتند، و ما هم در خدمت آن وجود گرانمايه بوديم، ايشان به اصحاب امر
فرمودند كه همه بايستند . مردم اطاعت كردند و در جايگاهشان قرار گرفتند .
سپس مردم به نماز فرا خوانده شدند، و دوركعت نماز گزارده شد .
آنگاه رو به مردم فرمودند و اينچنين به سخن آغاز نمودند:
«خداوند لطيف و خبير مرا آگاه نمود كه بسوى او مى روم و شما نيز، عاقبت رهسپار كوى دوست خواهيد بود .
من دعوت حق را لبيك مى گويم و در برابر آنچه كه از طرف خدا براى شما آورده ام و در مقابل كتاب او و حجتى كه براى شما باقى مى گزارم، مسئول هستم .
شما نيز براى آنچه كه خداوند سبحان براى شما فرستاده، و قرآن و حجتش كه در ميان شما باقى مى ماند، مورد پرسش قرار خواهيد گرفت .
شما مسئول هستيد، پس آنگاه، در برابر رب العالمين چه خواهيد گفت؟
گفتيم: ما گواهى مى دهيم كه رسالت خويش را به انجام رسانيدى و در راه تبليغ دين و پند مسلمانان از هيچ كوشش و تلاشى دريغ ننمودى، پس خداوند به تو بهترين جزا وپاداش را عنايت فرمايد .
سپس فرمودند: «آيا گواهى مى دهيد كه معبود جهان يكى است، ومحمد بنده خدا و پيامبر او و اينكه بهشت و جهنم ، و زندگى جاويدان در سراى ديگر حقيقت است، و ترديدى ار آن نيست؟
همه گفتيم: شهادت مى دهيم كه اين چنين است .
آنگاه آن وجود نازنين فرمودند: «خداوندا! بر آنچه مى گويند گواه باش!
و خطاب به مردم فرمودند: «اى مردم ! شاهد باشيد كه من گواهى مى دهم كه خداوند ، مولاى من است ، و من نيز مولاى هر مسلمانى، و بر مؤمنين، از خودشان به خودشان سزاوارتر و شايسته ترم . آيا اين مطلب هم اقرار مى كنيد و شهادت مى دهيد؟
گفتيم: بله! بر اين نيز گواهى مى دهيم .
حضرت رسول اكرم ( ص ) بعد از گرفتن اين اقارير (اقرارها) فرمودند: «آگاه باشيد! هر كه من مولاى اويم، پس على مولاى اوست . و مراد همين على است، كه در كنار من است .
و آنگاه دست على را گرفتند و همراه با دست خويش آنقدر بلند كردند كه، حتى زير بغلهاى مبارك نيز آشكار شد .
و فرمودند: «خداوندا! دوستدار كسى باش كه على را دوست دارد و دشمن آنكه، او را دشمن مى دارد .
هشيار باشيد! من پيشاپيش شما مى روم و شما در كنار حوض كوثر بر من وارد مى شويد و آن حوضى است كه پهناى آن فاصله بين بصرى و صنعاء مى باشد، و به تعداد ستارگان آسمان بر گرداگرد آن جامهاى نقره نهاده شده .
آگاه باشيد! فرداى قيامت كه شما در كنار حوض كوثر بر من وارد مى شويد، از شما خواهم پرسيد كه با آنچه كه در اينجا و در اين روز، خدا را بر آن شاهد گرفتم، چه كرديد؟ و از آن دو چيز گرانبها و با ارزش كه در ميان شما به وديعه گذاشتم، چگونه امانتدارى كرديد؟
پس بنگريد كه با آن دو چيز قيمتى و پر بها، چگونه رفتارى داشته ايد؟
از ميان جمعيت كسى بانگ بر آورد كه: اى رسول خدا! آن دو چيز گرانبها كدامين هستند؟
رسول اكرم اسلام ( ص ) فرمودند: «بزرگ آن چيز نفيس و گرانمايه، كتاب خداوند جلت عظمته است، كه ريسمان الهى است كه از طرف او و من در دستان شماست، يك طرف در دست خدا و سوى ديگر آن در دست شماست، و علم گذشته و آينده تا قيامت در آن نهفته است .
و ديگر آن چيز پربها كه كوچكتر از اولى است، قرين و همراه قرآن، اين على بن ابى طالب و عترت پاك اوست، و اين دو از هم جدا نمى شوند تا در كنار حوض كوثر بر من وارد شوند . »
معروف بن خربوذ مى گويد: اين حديث را به امام باقر ( ع ) عرضه داشتم و حضرت به صداقت و راستى ابو الطفيل (راوى اين حديث) گواهى دادند، و فرمودند: «اين همان سخنى است كه در كتاب على ( ع ) يافتم ، و با آن آشنا هستم» .
خصال، ص 65، باب دوم، حديث 98، و بحار الانوار: ج 73، ص 121 .
آنگاه رو به مردم فرمودند و اينچنين به سخن آغاز نمودند:
«خداوند لطيف و خبير مرا آگاه نمود كه بسوى او مى روم و شما نيز، عاقبت رهسپار كوى دوست خواهيد بود .
من دعوت حق را لبيك مى گويم و در برابر آنچه كه از طرف خدا براى شما آورده ام و در مقابل كتاب او و حجتى كه براى شما باقى مى گزارم، مسئول هستم .
شما نيز براى آنچه كه خداوند سبحان براى شما فرستاده، و قرآن و حجتش كه در ميان شما باقى مى ماند، مورد پرسش قرار خواهيد گرفت .
شما مسئول هستيد، پس آنگاه، در برابر رب العالمين چه خواهيد گفت؟
گفتيم: ما گواهى مى دهيم كه رسالت خويش را به انجام رسانيدى و در راه تبليغ دين و پند مسلمانان از هيچ كوشش و تلاشى دريغ ننمودى، پس خداوند به تو بهترين جزا وپاداش را عنايت فرمايد .
سپس فرمودند: «آيا گواهى مى دهيد كه معبود جهان يكى است، ومحمد بنده خدا و پيامبر او و اينكه بهشت و جهنم ، و زندگى جاويدان در سراى ديگر حقيقت است، و ترديدى ار آن نيست؟
همه گفتيم: شهادت مى دهيم كه اين چنين است .
آنگاه آن وجود نازنين فرمودند: «خداوندا! بر آنچه مى گويند گواه باش!
و خطاب به مردم فرمودند: «اى مردم ! شاهد باشيد كه من گواهى مى دهم كه خداوند ، مولاى من است ، و من نيز مولاى هر مسلمانى، و بر مؤمنين، از خودشان به خودشان سزاوارتر و شايسته ترم . آيا اين مطلب هم اقرار مى كنيد و شهادت مى دهيد؟
گفتيم: بله! بر اين نيز گواهى مى دهيم .
حضرت رسول اكرم ( ص ) بعد از گرفتن اين اقارير (اقرارها) فرمودند: «آگاه باشيد! هر كه من مولاى اويم، پس على مولاى اوست . و مراد همين على است، كه در كنار من است .
و آنگاه دست على را گرفتند و همراه با دست خويش آنقدر بلند كردند كه، حتى زير بغلهاى مبارك نيز آشكار شد .
و فرمودند: «خداوندا! دوستدار كسى باش كه على را دوست دارد و دشمن آنكه، او را دشمن مى دارد .
هشيار باشيد! من پيشاپيش شما مى روم و شما در كنار حوض كوثر بر من وارد مى شويد و آن حوضى است كه پهناى آن فاصله بين بصرى و صنعاء مى باشد، و به تعداد ستارگان آسمان بر گرداگرد آن جامهاى نقره نهاده شده .
آگاه باشيد! فرداى قيامت كه شما در كنار حوض كوثر بر من وارد مى شويد، از شما خواهم پرسيد كه با آنچه كه در اينجا و در اين روز، خدا را بر آن شاهد گرفتم، چه كرديد؟ و از آن دو چيز گرانبها و با ارزش كه در ميان شما به وديعه گذاشتم، چگونه امانتدارى كرديد؟
پس بنگريد كه با آن دو چيز قيمتى و پر بها، چگونه رفتارى داشته ايد؟
از ميان جمعيت كسى بانگ بر آورد كه: اى رسول خدا! آن دو چيز گرانبها كدامين هستند؟
رسول اكرم اسلام ( ص ) فرمودند: «بزرگ آن چيز نفيس و گرانمايه، كتاب خداوند جلت عظمته است، كه ريسمان الهى است كه از طرف او و من در دستان شماست، يك طرف در دست خدا و سوى ديگر آن در دست شماست، و علم گذشته و آينده تا قيامت در آن نهفته است .
و ديگر آن چيز پربها كه كوچكتر از اولى است، قرين و همراه قرآن، اين على بن ابى طالب و عترت پاك اوست، و اين دو از هم جدا نمى شوند تا در كنار حوض كوثر بر من وارد شوند . »
معروف بن خربوذ مى گويد: اين حديث را به امام باقر ( ع ) عرضه داشتم و حضرت به صداقت و راستى ابو الطفيل (راوى اين حديث) گواهى دادند، و فرمودند: «اين همان سخنى است كه در كتاب على ( ع ) يافتم ، و با آن آشنا هستم» .
خصال، ص 65، باب دوم، حديث 98، و بحار الانوار: ج 73، ص 121 .
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم آبان ۱۳۹۱ ساعت ۷:۵۹ ق.ظ توسط هادی
|
کسی نیامده جز او سرقرارخودش