ای آشنای غربت جمعه ! ظـهور کن یک مرتبه ز کوچـه ما هم عبور کن

حک شد به روی بال قنوت نمازمان این خواهش قدیمی: آقا ظهور کن

چشم انتظار قایق صیـــــاد مانده‌ام محض خــــدا بیا و مـرا صید تور کن

من را که دور مانده‌ام از خاک کـربلا آقا بیا و همســــــــــــفر بال نور کن

یک شب بیـــــــا میان حسینیه عزا یادی ز روضـــــــه‌های کنار تنور کن

 

آقا ! پس کدام جمعه تشریف فرما می شوید و زنگار غم و اندوه از دل و جانمان می زدایید؟